je
هرگز، هیچوقت (بعد از ohne)
در داستانها
»Liebe Gäste«, begann sie, »vor drei Jahren kam ich nach Deutschland, ohne je Deutsch gelernt zu haben.
«مهمانان عزیز»، او شروع کرد، «سه سال پیش من بدون اینکه هرگز آلمانی یاد گرفته باشم به آلمان آمدم.
واژههای مرتبط
werden فعل کمکی مجهول (میشود، شد) · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · helfen کمک کردن · jung جوان · kurz کوتاه · ohne بدونِ؛ بدون · lernen یاد گرفتن، آموختن · nie هیچوقت · beim موقعِ (bei + dem) · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · bekommen دریافت کردن · doch که (تأکید)