واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

das Jubiläum

اسم · جمع: Jubiläen · B2

سالگرد

در داستان‌ها

Die Beratungsstelle, die ihr beim Antrag geholfen hatte, feierte ihr zehnjähriges Jubiläum.

مرکز مشاوره، که در درخواستش به او کمک کرده بود، دهمین سالگرد تأسیسش را جشن گرفت.

Ein Jahr später (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sich erinnern به یاد آوردن · annehmen فرض کردن، پذیرفتن · froh خوشحال، راضی · anfangen شروع کردن، راه انداختن · beginnen شروع شدن · erst تازه · laut بلند · stolz سربلند، مفتخر · allein تنها · der Mensch انسان، آدم · der Monat ماه · morgen فردا