die Leiterin
مدیر، رئیس (زن)
در داستانها
Die Leiterin bat Farah, eine kurze Rede zu halten.
مدیر مرکز از فرح خواست، یک سخنرانی کوتاه بکند.
واژههای مرتبط
noch هنوز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · kommen آمدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما · in در · haben داشتن · sein بودن