واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Leiterin

اسم · جمع: Leiterinnen · B2

مدیر، رئیس (زن)

در داستان‌ها

Die Leiterin bat Farah, eine kurze Rede zu halten.

مدیر مرکز از فرح خواست، یک سخنرانی کوتاه بکند.

Ein Jahr später (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

noch هنوز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · kommen آمدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما · in در · haben داشتن · sein بودن