واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Medikament

اسم · جمع: Medikamente · B1

دارو

در داستان‌ها

In der Notaufnahme fragte eine Ärztin nach Allergien und Medikamenten.

در اورژانس بیمارستان یک پزشک دربارهٔ آلرژی‌ها و داروها پرسید.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · anrufen زنگ زدن · der Mann شوهر؛ مرد · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · zeigen نشان دادن · arbeiten کار کردن · sehen دیدن · ganz تمام، کامل · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن