واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Schulter

اسم · جمع: Schultern · B2

شانه

در داستان‌ها

Darauf war eine Straße zu sehen, die es so vermutlich nirgends mehr gab, und am Rand die Schulter eines Menschen, den der Fotograf nicht hatte abbilden wollen.

روی آن خیابانی دیده می‌شد، که احتمالاً دیگر هیچ‌جا این‌طور وجود نداشت، و در حاشیه شانهٔ آدمی، که عکاس نمی‌خواست او را نشان دهد.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

wertvoll باارزش · zurückgeben پس دادن · zuschieben به سمت کسی هل دادن · zuwider ناخوشایند، بیزارکننده · aufhören دست برداشتن، متوقف شدن · das Ding چیز · durch از میان، در سراسر · die Erklärung توضیح · irgendwann دیر یا زود، زمانی · jedenfalls دست‌کم، به هر حال · schließlich سرانجام · tatsächlich واقعاً