واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

schwach

صفت · B2

ضعیف

در داستان‌ها

Doch sein Fuß war so schwach, dass er kaum gehen konnte.

اما پایش آن‌قدر ضعیف بود که او به‌سختی می‌توانست راه برود.

Schritt für Schritt (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

das Sofa مبل · der Monat ماه · neben کنارِ · spielen بازی کردن، نواختن · einfach همین‌طوری، به‌سادگی؛ فقط · endlich بالاخره، سرانجام · das Handy گوشی موبایل · die Arbeit کار · erklären توضیح دادن · laufen راه رفتن، دویدن · nein نه · ohne بدونِ؛ بدون