واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Sonntagsbraten

اسم · جمع: Sonntagsbraten · B1

کبابِ یکشنبه

در داستان‌ها

»Es war teuer, deshalb war der Sonntagsbraten etwas Besonderes.«

«گران بود، برای همین کبابِ یکشنبه چیز خاصی بود.»

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

Beim ersten Sonntagsbraten in der neuen Küche schmeckte alles wie immer.

در اولین کباب یکشنبه در آشپزخانهٔ جدید همه‌چیز مثل همیشه خوشمزه بود.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

deshalb برای همین · der Dezember دسامبر · der Herbst پاییز · das Obst میوه · perfekt بی‌نقص · selten به‌ندرت · anders متفاوت · besser بهتر · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · das Erdgeschoss طبقهٔ همکف · sondern بلکه · kaum تقریباً نه، به‌ندرت