die Sorge
نگرانی
در داستانها
»Keine Sorge, das kann ja mal vorkommen.
«نگران نباشید، این خب گاهی پیش میآید.
»In meiner Heimat war ich die Apothekerin, zu der die Leute auch mit ihren Sorgen kamen«, sagte sie.
«در وطنم من داروسازی بودم که مردم با غصههایشان هم پیشش میآمدند»، او گفت.
واژههای مرتبط
das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز