das Studium
تحصیل در دانشگاه
در داستانها
Erst im Studium wurde es besser.
تازه در دانشگاه بهتر شد.
واژههای مرتبط
einfach همینطوری، بهسادگی؛ فقط · die Firma شرکت · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · als بهعنوانِ؛ وقتی که · die Lehrerin معلم (زن) · nervös عصبی · das Zuhause خانه، سرپناه؛ وطن · der Markt بازار · wenig کم · das Wort کلمه · beginnen شروع شدن