der Techniker
تعمیرکار، تکنسین
در داستانها
»Das macht ein Techniker in einer Stunde.«
«یک تعمیرکار این کار را در یک ساعت انجام میدهد.»
Frau Berger ließ einen Techniker kommen, und die Maschine lief wieder.
خانم برگر یک تعمیرکار خبر کرد، و ماشین دوباره کار کرد.
واژههای مرتبط
groß بزرگ · der Mann شوهر؛ مرد · liegen قرار داشتن، بودن · wollen خواستن · sehen دیدن · aus از، اهلِ · das Jahr سال · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · wieder دوباره · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن