واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

überrascht

صفت · A2

متعجب

در داستان‌ها

Jonas ist überrascht.

یوناس تعجب کرده است.

Kian ist müde (سطح A2)

Felix nickte, ein bisschen überrascht.

فلیکس سر تکان داد، کمی متعجب.

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

Frau Lehmann sah sie überrascht an.

خانم لمان متعجب به او نگاه کرد.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sich treffen قرار گذاشتن، دیدار کردن (mit) · die Sprache زبان · stören اذیت کردن، مزاحم شدن · weglegen کنار گذاشتن · die Bäckerei نانوایی · der Beruf شغل، حرفه · daran روی آن؛ به آن · direkt رک، مستقیم · das Fahrrad دوچرخه · funktionieren کار کردن (دستگاه)؛ جواب دادن، کار کردن · genug به اندازهٔ کافی