direkt
رک، مستقیم
در داستانها
Direkt, laut und ohne Lächeln.
رک، بلند و بدون لبخند.
Direkt, aber mit einem Lächeln.
رک، اما با یک لبخند.
Zwei Zimmer mit Balkon, direkt am Main, nur sechshundert Euro warm.
دو اتاق با بالکن، درست کنار رود ماین، فقط ششصد یورو با هزینهٔ گرمایش.
Sechshundert Euro direkt am Main, das hätte mir sofort komisch vorkommen sollen.«
ششصد یورو درست کنار ماین، این باید فوراً به نظرم عجیب میآمد.»
واژههای مرتبط
arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً