واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

um

حرف اضافه · A1

برای؛ دور؛ دربارهٔ

در داستان‌ها

Die Kinder laufen um den Tisch.

بچه‌ها دور میز می‌دوند.

Kuku Sabzi für alle (سطح A1)

»Um gestern.«

«دربارهٔ دیروز.»

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

Obwohl er gut verdiente, machte er sich Sorgen um seine Zukunft.

با اینکه او خوب درآمد داشت، نگران آینده‌اش بود.

Fünf Euro mehr (سطح B1)

Unterwegs erzählte Nasrin von den Bergen um Schiras.

در راه نسرین از کوه‌های اطراف شیراز تعریف کرد.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

kurz کوتاه · die Leute مردم · ohne بدونِ؛ بدون · das Wochenende آخر هفته · dass اینکه؛ که · nächst بعدی، آینده · später بعد · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · wenn اگر، وقتی که · doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن