واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

der Unfall

اسم · جمع: Unfälle · B2

تصادف، حادثه

در داستان‌ها

Sechs Wochen nach seinem Unfall bekam Jonas endlich den Gips ab.

شش هفته بعد از تصادفش بالاخره گچ پای یوناس باز شد.

Schritt für Schritt (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

schicken فرستادن · das Sofa مبل · der Monat ماه · neben کنارِ · spielen بازی کردن، نواختن · einfach همین‌طوری، به‌سادگی؛ فقط · endlich بالاخره، سرانجام · das Handy گوشی موبایل · die Arbeit کار · erklären توضیح دادن · laufen راه رفتن، دویدن · nein نه