der Vermieter
صاحبخانه
در داستانها
Es ist Herr Maier, der Vermieter.
آقای مایر، صاحبخانه، است.
Die Vermieter, denen er schrieb, antworteten meistens nicht.
صاحبخانههایی که برایشان مینوشت، معمولاً جواب نمیدادند.
واژههای مرتبط
die Heizung شوفاژ، گرمایش · waschen شستن · bezahlen پرداخت کردن · das Kraut سبزی معطر · schneiden چیدن، بریدن · vorsichtig محتاط، با احتیاط · dunkel تاریک · fertig تمام · probieren امتحان کردن، مزه کردن · das Telefon تلفن · um برای؛ دور؛ دربارهٔ · das Ei تخممرغ