fertig
تمام
در داستانها
Um zwölf Uhr ist die Arbeit fertig.
ساعت دوازده کار تمام است.
Das Kuku Sabzi ist fertig.
کوکو سبزی آماده است.
Das Ghormeh Sabzi war fertig.«
قورمهسبزی آماده بود.»
»Wovor hast du Angst?«, fragte er, als sie fertig war.
«از چه میترسی؟»، او پرسید، وقتی حرفش تمام شد.
واژههای مرتبط
zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · die Tür در · die Uhr ساعت · zusammen با هم · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Samstag شنبه · der Herr آقا · sehr بسیار · arbeiten کار کردن · neu جدید