von da an
از آن به بعد
در داستانها
Von da an trainierten sie gemeinsam.
از آن به بعد آنها با هم تمرین کردند.
واژههای مرتبط
beim موقعِ (bei + dem) · wenn اگر، وقتی که · zusammen با هم · doch که (تأکید) · der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · sehr بسیار · sehen دیدن · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · müssen باید، مجبور بودن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب)