zum Beispiel
مثلاً
در داستانها
Du könntest zum Beispiel in einem Chor singen.«
تو مثلاً میتوانستی در یک گروه کر آواز بخوانی.»
واژههای مرتبط
so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · gut خوب · jetzt حالا · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · der Tag روز · können توانستن · der Abend شب، عصر