واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

zum Beispiel

اصطلاح · B1

مثلاً

در داستان‌ها

Du könntest zum Beispiel in einem Chor singen.«

تو مثلاً می‌توانستی در یک گروه کر آواز بخوانی.»

Nasrins Wunschliste (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · gut خوب · jetzt حالا · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · der Tag روز · können توانستن · der Abend شب، عصر