abends
شبها، عصرها
در داستانها
Statt die Übungen zu machen, lag er abends auf dem Sofa und spielte am Handy.
به جای اینکه تمرینها را انجام دهد، او شبها روی مبل دراز میکشید و با موبایل بازی میکرد.
Er ging sogar wieder zur Arbeit, ohne den Fuß richtig zu schonen, sodass er abends oft Schmerzen hatte.
او حتی دوباره سر کار رفت، بدون اینکه از پایش درست مراقبت کند، طوری که شبها اغلب درد داشت.
واژههای مرتبط
die Übung تمرین · daran روی آن؛ به آن · oft اغلب، بارها · der Park پارک · richtig درست؛ واقعاً · stark شدید، قوی · statt به جای · die Ärztin پزشک (زن) · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · zur به (zu + der) · kaum تقریباً نه، بهندرت · manchmal گاهی