die Übung
تمرین
در داستانها
Nachdem sie alle Übungen gemacht hatte, hatte sie noch eine Serie auf Deutsch gesehen.
بعد از اینکه همهٔ تمرینها را انجام داده بود، یک سریال به زبان آلمانی هم دیده بود.
»Sie stärken den Fuß, indem Sie jeden Tag diese Übungen machen«, erklärte er.
«شما با انجام دادن این تمرینها در هر روز، پایتان را قوی میکنید»، او توضیح داد.
Statt die Übungen zu machen, lag er abends auf dem Sofa und spielte am Handy.
به جای اینکه تمرینها را انجام دهد، او شبها روی مبل دراز میکشید و با موبایل بازی میکرد.
»Statt dass du jeden Abend spielst, könnten wir die Übungen zusammen machen.«
«به جای اینکه تو هر شب بازی کنی، میتوانیم تمرینها را با هم انجام دهیم.»
Mara motivierte ihn, indem sie jede Übung mitmachte.
مارا با انجام دادن هر تمرین همراه او، او را تشویق میکرد.
واژههای مرتبط
als بهعنوانِ؛ وقتی که · abbekommen (گچ و …) برداشته شدن برای کسی · abends شبها، عصرها · aufgeben تسلیم شدن؛ رها کردن · erinnern یادآوری کردن · der Gips گچ (برای شکستگی) · grinsen نیشخند زدن، لبخند زدن · indem با … کردن (نشاندهندهٔ روش) · joggen آهسته دویدن · der Lauf دویدن · mitmachen همراهی کردن، شرکت کردن · motivieren تشویق کردن، انگیزه دادن