واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

an deiner Stelle

اصطلاح · B1

اگر جای تو بودم

در داستان‌ها

Dann sagte sie: »An deiner Stelle würde ich etwas machen, bei dem man Leute trifft.

بعد او گفت: «من اگر جای تو بودم کاری می‌کردم که آدم با مردم آشنا شود.

Nasrins Wunschliste (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Reise سفر · sich treffen قرار گذاشتن، دیدار کردن (mit) · wandern کوه‌پیمایی کردن · der November نوامبر · perfekt بی‌نقص · treffen دیدن، ملاقات کردن · zögern مردد شدن، تردید کردن · meinen منظور داشتن · zuhören گوش دادن · die Leute مردم · der Freund دوست · mitkommen همراه آمدن