der Freund
دوست
در داستانها
»Nein, wir sind Freunde«, sagt einer.
«نه، ما دوست هستیم»، یکی میگوید.
Am Abend kommen Armans Freunde.
شب دوستان آرمان میآیند.
»Ich wünschte, ich hätte mehr Freunde hier«, sagte Nasrin.
«کاش اینجا دوستان بیشتری داشتم»، نسرین گفت.
واژههای مرتبط
gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · stehen ایستادن · noch هنوز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر)