der Blutdruck
فشار خون
در داستانها
Sie kontrollierte gerade den Blutdruck von Jonas.
او داشت فشار خونِ یوناس را کنترل میکرد.
»Ich messe nicht nur den Blutdruck«, sagte Elif, »sondern ich wechsle auch den Verband.«
«من نه فقط فشار خون را اندازه میگیرم»، الیف گفت، «بلکه من پانسمان را هم عوض میکنم.»
واژههای مرتبط
die Pflegefachkraft پرستار حرفهای · sparen صرفهجویی کردن · stören اذیت کردن، مزاحم شدن · die Versicherung بیمه · blass رنگپریده · das Obst میوه · das Papier مدرک، کاغذ · die Sache ماجرا، موضوع · treffen دیدن، ملاقات کردن · damit تا اینکه، برای اینکه · nächste بعدی · der Zettel یادداشت