واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Fertiggericht

اسم · جمع: Fertiggerichte · B1

غذای آماده

در داستان‌ها

Deswegen kochte sie selten, und wenn, dann Nudeln oder ein Fertiggericht.

به همین دلیل او کم آشپزی می‌کرد، و اگر هم می‌کرد، فقط ماکارونی یا یک غذای آماده.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Sonntagsbraten کبابِ یکشنبه · unterwegs بیرون، در راه · der Winter زمستان · zusehen تماشا کردن · aufschreiben نوشتن، یادداشت کردن · damals آن زمان · deshalb برای همین · der Dezember دسامبر · der Herbst پاییز · das Obst میوه · perfekt بی‌نقص · selten به‌ندرت