واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Gemüseladen

اسم · جمع: Gemüseläden · B1

مغازهٔ سبزی‌فروشی

در داستان‌ها

Sie kannte den Bäcker und die Frau vom Gemüseladen, und sie unterhielt sich gern mit ihnen.

او نانوا و زنِ مغازهٔ سبزی‌فروشی را می‌شناخت، و او با علاقه با آنها گپ می‌زد.

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

Im Februar hing ein Zettel an der Tür des Gemüseladens.

در فوریه یادداشتی به درِ مغازهٔ سبزی‌فروشی آویزان بود.

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sofort فوراً · wollen خواستن · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · die Woche هفته · jetzt حالا