واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Heimweh

اسم · B1

دلتنگی برای وطن

در داستان‌ها

Um ehrlich zu sein, hatte sie an manchen Tagen starkes Heimweh.

راستش را بخواهید، او بعضی روزها دلتنگی شدیدی داشت.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

hereinbitten به داخل دعوت کردن · der Kurs کلاس، دوره · das Land کشور · schwierig سخت · sich gewöhnen عادت کردن (an + Akk.)؛ عادت کردن (an) · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · die Sprache زبان · stören اذیت کردن، مزاحم شدن · der Beruf شغل، حرفه · die Heimat وطن · lang به مدت · selten به‌ندرت