der Hunger
گرسنگی
در داستانها
Jetzt hat Kian Hunger.
حالا کیان گرسنه است.
Sie hat Hunger.
او گرسنه است.
»Wenn Zafran Hunger hat, bekommt sie Fisch.«
«اگر زعفران گرسنه باشد، ماهی میگیرد.»
واژههای مرتبط
die Tomate گوجهفرنگی · beginnen شروع شدن · das Ei تخممرغ · das Gemüse سبزیجات · die Katze گربه · natürlich البته، طبیعتاً · öffnen باز کردن · schlecht بد · fahren رفتن (با وسیله)، راندن · das Fenster پنجره · halb نیم · immer همیشه