krankschreiben
schreibt krank, schrieb krank, hat krankgeschrieben
مرخصی استعلاجی دادن
در داستانها
»Der Chef wird dich für sechs Wochen krankschreiben lassen.
«رئیس برایت شش هفته مرخصی استعلاجی خواهد گرفت.
واژههای مرتبط
die Umzugsfirma شرکت اسبابکشی · versuchen سعی کردن · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · angst haben ترسیدن (vor) · das Auto ماشین · der Fuß پا · der Kopfhörer هدفون · das Ladekabel کابل شارژ · die Pflegefachkraft پرستار حرفهای · blass رنگپریده · lassen گذاشتن، واداشتن · das Obst میوه