واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Mahlzeit

اسم · جمع: Mahlzeiten · B1

وعدهٔ غذا

در داستان‌ها

»Wir hatten drei Mahlzeiten am Tag, alle zu Hause«, erzählte die Großmutter.

«ما سه وعده غذا در روز داشتیم، همه در خانه»، مادربزرگ تعریف کرد.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Sonntagsbraten کبابِ یکشنبه · unterwegs بیرون، در راه · der Winter زمستان · zusehen تماشا کردن · aufschreiben نوشتن، یادداشت کردن · damals آن زمان · deshalb برای همین · der Dezember دسامبر · der Herbst پاییز · das Obst میوه · perfekt بی‌نقص · selten به‌ندرت