واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Paar

اسم · جمع: Paare · B1

چند تا (ein paar)

در داستان‌ها

Am Ende spielte er selbst ein paar Töne, damit die Frau das Instrument hören konnte.

در پایان او خودش چند نتی نواخت، تا زن ساز را بتواند بشنود.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

Ein paar Wochen später besichtigten sie eine Wohnung im Erdgeschoss, nur zwei Straßen weiter.

چند هفته بعد آن‌ها یک آپارتمان در طبقهٔ همکف، فقط دو خیابان آن طرف‌تر، را دیدند.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sitzen نشستن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب)