der Physiotherapeut
فیزیوتراپ
در داستانها
Der Physiotherapeut, Herr Ludwig, war streng.
فیزیوتراپ، آقای لودویگ، سختگیر بود.
واژههای مرتبط
daran روی آن؛ به آن · oft اغلب، بارها · der Park پارک · richtig درست؛ واقعاً · stark شدید، قوی · statt به جای · die Ärztin پزشک (زن) · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · zur به (zu + der) · kaum تقریباً نه، بهندرت · manchmal گاهی · schicken فرستادن