das Radio
رادیو
در داستانها
An diesem Samstag kam ein junger Mann mit einem alten Radio.
این شنبه مرد جوانی با یک رادیوی قدیمی آمد.
واژههای مرتبط
seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · gut خوب · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز · stehen ایستادن