der Saal
سالن
در داستانها
Im Saal saßen auch Frau Lorenz und Herr Demir.
در سالن خانم لورنتس و آقای دمیر هم نشسته بودند.
واژههای مرتبط
die Apothekerin داروساز (زن) · die Beratungsstelle دفتر مشاوره · bereuen پشیمان شدن از · feiern جشن گرفتن · der Gast مهمان · gleich همان · das Land کشور · lieb مهربان، دوستداشتنی · verlassen ترک کردن، بیرون رفتن از · bitten خواهش کردن، خواستن · nervös عصبی · sich erinnern به یاد آوردن