واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

selbe

صفت · B2

همان

در داستان‌ها

Leas Großmutter war dreiundachtzig und lebte seit fünfzig Jahren im selben Haus.

مادربزرگ لئا هشتاد و سه ساله بود و پنجاه سال بود که در همان خانه زندگی می‌کرد.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

wohnen زندگی کردن · das Zimmer اتاق · alt قدیمی · bleiben ماندن · helfen کمک کردن · kochen آشپزی کردن · dass اینکه؛ که · die Küche آشپزخانه · nie هیچ‌وقت · später بعد · beim موقعِ (bei + dem) · hier اینجا