selbe
همان
در داستانها
Leas Großmutter war dreiundachtzig und lebte seit fünfzig Jahren im selben Haus.
مادربزرگ لئا هشتاد و سه ساله بود و پنجاه سال بود که در همان خانه زندگی میکرد.
واژههای مرتبط
wohnen زندگی کردن · das Zimmer اتاق · alt قدیمی · bleiben ماندن · helfen کمک کردن · kochen آشپزی کردن · dass اینکه؛ که · die Küche آشپزخانه · nie هیچوقت · später بعد · beim موقعِ (bei + dem) · hier اینجا