sofern
به شرط اینکه
در داستانها
»Sofern du selbst entscheidest, wohin.«
«به شرط اینکه خودت تصمیم بگیری، کجا.»
»Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.«
«به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، من همهجا در خانهٔ خودم هستم.»
واژههای مرتبط
prüfen بررسی کردن · tragen بردن، حمل کردن · früher قدیمها، سابقاً · hören شنیدن · nehmen گرفتن · schlafen خوابیدن · die Straße خیابان · der Sonntag یکشنبه · wohnen زندگی کردن · das Zimmer اتاق · alt قدیمی · bleiben ماندن