die Sprachbiografie
زندگینامهٔ زبانی
در داستانها
Im Kurs sollte jeder seine Sprachbiografie schreiben.
در کلاس هر کس باید زندگینامهٔ زبانیاش را مینوشت.
واژههای مرتبط
nervös عصبی · das Zuhause خانه، سرپناه؛ وطن · der Markt بازار · wenig کم · das Wort کلمه · beginnen شروع شدن · das Ende پایان · die Familie خانواده · langsam آهسته، آرام · die Pause زنگ تفریح، استراحت · stolz سربلند، مفتخر · verstehen فهمیدن