die Telefonnummer
شماره تلفن
در داستانها
Farah lächelte und gab ihr ihre Telefonnummer.
فرح لبخند زد و شماره تلفنش را به او داد.
واژههای مرتبط
das Behördendeutsch آلمانیِ اداری · schaffen از پس کاری برآمدن، موفق شدن · übersetzen ترجمه کردن · die Anerkennung به رسمیت شناختن، ارزشیابی · die Apothekerin داروساز (زن) · die Beratungsstelle دفتر مشاوره · bereuen پشیمان شدن از · feiern جشن گرفتن · der Gast مهمان · gleich همان · das Land کشور · lieb مهربان، دوستداشتنی