واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

die Zeitung

اسم · جمع: Zeitungen · A1

روزنامه

در داستان‌ها

Sie trinkt Kaffee und liest die Zeitung.

او قهوه می‌نوشد و روزنامه می‌خواند.

Der Bus um sieben (سطح A1)

Die Frau gibt Omid die Zeitung.

زن روزنامه را به امید می‌دهد.

Der Bus um sieben (سطح A1)

Tarik legte die Zeitung weg und schaute aus dem Fenster.

طارق روزنامه را کنار گذاشت و از پنجره بیرون را نگاه کرد.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sehen دیدن · aus از، اهلِ · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن