besonderes
خاص
در داستانها
»Es war teuer, deshalb war der Sonntagsbraten etwas Besonderes.«
«گران بود، برای همین کبابِ یکشنبه چیز خاصی بود.»
واژههای مرتبط
die Mutter مادر · wissen دانستن · liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · zeigen نشان دادن · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · wie مثل؛ چطور · wieder دوباره · für برای؛ به · gut خوب