واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Chor

اسم · جمع: Chöre · B1

گروه کر

در داستان‌ها

Du könntest zum Beispiel in einem Chor singen.«

تو مثلاً می‌توانستی در یک گروه کر آواز بخوانی.»

Nasrins Wunschliste (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · gut خوب · jetzt حالا · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن