واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

denn

ادات · A2

راستی (در سؤال)

در داستان‌ها

»Was denn?«, fragt Samira.

«خب، چه شد؟»، سمیرا می‌پرسد.

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

»Mit wem hast du dich denn getroffen, seit wir telefoniert haben?«, fragte Amira.

«با چه کسی قرار گذاشتی راستی، از وقتی که ما تلفنی حرف زدیم؟»، امیرا پرسید.

Woran soll ich mich gewöhnen? (سطح B1)

Nichts wurde in Plastik verpackt, denn die Kisten waren aus Holz und wurden jede Woche zurückgebracht.

هیچ چیز در پلاستیک بسته‌بندی نشد، چون جعبه‌ها چوبی بودند و هر هفته برگردانده می‌شدند.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

»Wie weit ist es denn noch?«, fragte sie nach zehn Minuten.

بعد از ده دقیقه او پرسید: «حالا چقدر دیگر مانده؟»

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · sehr بسیار · zeigen نشان دادن · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن