واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

einerseits

قید · B1

از یک طرف

در داستان‌ها

Einerseits war das praktisch.

از یک طرف این راحت بود.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

»Einerseits verdiene ich mehr Geld«, erklärte Nadia.

«از یک طرف پول بیشتری درمی‌آورم»، نادیا توضیح داد.

Die Beförderung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · wieder دوباره · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته · viel خیلی · nur فقط