das Finanzamt
ادارهٔ مالیات
در داستانها
»Vom Finanzamt«, sagte sie.
«از ادارهٔ مالیات»، او گفت.
واژههای مرتبط
stark شدید، قوی · treffen دیدن، ملاقات کردن · das Treppenhaus راهپله · andere دیگر · besser بهتر · davon از آن · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · darüber دربارهٔ آن · einmal یک بار · manchmal گاهی · leben زندگی کردن · erklären توضیح دادن