واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Finanzamt

اسم · جمع: Finanzämter · B1

ادارهٔ مالیات

در داستان‌ها

»Vom Finanzamt«, sagte sie.

«از ادارهٔ مالیات»، او گفت.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

stark شدید، قوی · treffen دیدن، ملاقات کردن · das Treppenhaus راه‌پله · andere دیگر · besser بهتر · davon از آن · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · darüber دربارهٔ آن · einmal یک بار · manchmal گاهی · leben زندگی کردن · erklären توضیح دادن