واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Geheimnis

اسم · جمع: Geheimnisse · B1

راز

در داستان‌ها

Es sah nicht perfekt aus, und der Geschmack war noch ein Geheimnis.

ظاهرش بی‌نقص نبود، و طعمش هنوز یک راز بود.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

besser بهتر · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · sondern بلکه · gerade الان؛ تازه · eigen خودِ، مالِ خود · früher قدیم‌ها، سابقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · die Leute مردم · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · die Banane موز