die Geschichte
ماجرا، داستان
در داستانها
Seine Kollegin Anna hörte die Geschichte in der Mittagspause.
همکارش آنا ماجرا را در وقت ناهار شنید.
Dann erzählte Aylin ihre eigene Geschichte.
بعد آیلین ماجرای خودش را تعریف کرد.
واژههای مرتبط
zögern مردد شدن، تردید کردن · zurück پس، به عقب · anders متفاوت · danach بعد از آن · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · davon از آن · sonst همیشه، در غیر این صورت · vorher قبلاً، از قبل · weg دور، رفته؛ گم؛ راه · kaum تقریباً نه، بهندرت · manchmal گاهی · die Stadt شهر