zurück
پس، به عقب
در داستانها
Der alte Preis galt wieder, und die fünf Euro bekam er zurück.
قیمت قدیمی دوباره معتبر بود، و آن پنج یورو را او پس گرفت.
Die meisten schreiben nur zurück.«
بیشتر مردم فقط جواب مینویسند.»
Frau Kestner legte beides zurück in den grauen Karton, dorthin, wo die Dinge liegen, die niemandem mehr gehören und trotzdem gebraucht werden.
خانم کستنر هر دو را دوباره در جعبهٔ خاکستری گذاشت، همانجا، که چیزهایی آنجا هستند، که دیگر به هیچکس تعلق ندارند و با این حال لازماند.
واژههای مرتبط
die Wahl انتخاب · wegschicken روانه کردن، رد کردن · wertvoll باارزش · zurückgeben پس دادن · zuschieben به سمت کسی هل دادن · zuwider ناخوشایند، بیزارکننده · aufhören دست برداشتن، متوقف شدن · das Ding چیز · durch از میان، در سراسر · die Erklärung توضیح · ernst جدی · irgendwann دیر یا زود، زمانی