die Gravur
حکاکی
در داستانها
Stattdessen schob sie ihm den grauen Karton zu, in dem die Dinge aufbewahrt wurden, die nach Ablauf der Frist niemand abgeholt hatte: ein Schlüssel ohne Schloss, ein Foto ohne Namen, ein Ring, dessen Gravur unleserlich geworden war.
در عوض او جعبهٔ خاکستری را به سمت او هل داد، که چیزهایی در آن نگهداری میشد، که پس از پایان مهلت کسی آنها را نبرده بود: کلیدی بدون قفل، عکسی بدون نام، انگشتری، که حکاکیاش ناخوانا شده بود.
واژههای مرتبط
darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · grau خاکستری · hinter پشتِ · der Karton جعبهٔ مقوایی، کارتن · der Raum اتاق، فضا · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · das Regal قفسه · der Zettel یادداشت · darüber دربارهٔ آن · einmal یک بار · das Ende پایان · das Foto عکس