der Kellner
پیشخدمت، گارسون
در داستانها
Ein Kellner kommt.
یک پیشخدمت میآید.
»Möchten Sie auch Kuchen?«, fragt der Kellner.
«کیک هم میل دارید؟»، پیشخدمت میپرسد.
»Nein«, sagt der Kellner.
«نه»، پیشخدمت میگوید.
واژههای مرتبط
wieder دوباره · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · gut خوب · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · können توانستن · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · mit با