واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

der Ring

اسم · جمع: Ringe · B2

انگشتر، حلقه

در داستان‌ها

Stattdessen schob sie ihm den grauen Karton zu, in dem die Dinge aufbewahrt wurden, die nach Ablauf der Frist niemand abgeholt hatte: ein Schlüssel ohne Schloss, ein Foto ohne Namen, ein Ring, dessen Gravur unleserlich geworden war.

در عوض او جعبهٔ خاکستری را به سمت او هل داد، که چیزهایی در آن نگهداری می‌شد، که پس از پایان مهلت کسی آن‌ها را نبرده بود: کلیدی بدون قفل، عکسی بدون نام، انگشتری، که حکاکی‌اش ناخوانا شده بود.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Schlüssel کلید · selten به‌ندرت · stecken گذاشتن، فرو کردن؛ پنهان بودن، بودن (پشت چیزی) · zurück پس، به عقب · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · grau خاکستری · hinter پشتِ · der Karton جعبهٔ مقوایی، کارتن · der Raum اتاق، فضا · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · das Regal قفسه · der Zettel یادداشت