die Ruhe
آرامش
در داستانها
Sie prüfte den Vertrag und die Rechnung in Ruhe.
او قرارداد و صورتحساب را با آرامش بررسی کرد.
واژههای مرتبط
das Jahr سال · wie مثل؛ چطور · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً · wieder دوباره · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا · viel خیلی